submit


من مرد هندی در پارکینگ. در ابتدا من که قرار بود به تاریخ او. پس از یک در حالی که من تصمیم گرفتم به او فرصت بدهد. در حالی که ما به تاریخ ما ساخته است و آن را همیشه احساس خوب است. اما ارتباط تنها سه ماه به طول انجامید چرا که چیزی وحشتناک اتفاق افتاده است. خواهر زاده من که در دبیرستان در آن زمان از من خواست برای خرید او و دوستان او از چهار نگاه نوشیدنی های الکلی. چند بار من گفتم نه. اما من در داد. مادر او احتمالا به او گفت من تا به حال یک ناتوانی فکری بود که هیچ یک از کسب و کار خود را. به هر حال من نوشیدنی و بدترین چیزی است که اتفاق افتاده است این واقعیت است که خواهر زاده من رو از مدرسه اخراج بود چرا که او گرفتار شرب در پردیس. او همچنین نوشید, در, مدرسه, آن را نیز یک مذهبی مسجد. هنگامی که مادر او را یافت او را گرفت و آن را بر من. من نیز خواسته شد اگر من نوشیدن در مقابل مدرسه به عنوان به خوبی. زمانی که من گفتم نه او به من اعتقاد ندارند. من اعتراف کرد و گفت: بله من بود در مقابل مدرسه. بنابراین من اجازه داده نمی شد به مسجد به جز ماه مبارک رمضان و مراسم مذهبی. سپس خواهر من در زمان گوشی من دور رفت را از طریق تماس با ما و متوجه شده بود که من آشنایی کسی که با من ملاقات کرد از یک سایت دوستیابی است. من مجاز به انجام چیزی شبیه به آن. یکی دیگر از دلایل او در زمان گوشی من دور بود چون من به ارمغان آورد من دوست پسر به خانه و همسایه فضول به خواهر من. پس از یک در حالی که دوست پسر من به من گفت که برای جلوگیری از ارسال پیامک به او چرا که او نمیخواهد هر درام. اگر او تا به حال صحبت کردیم دوباره من, خواهر من, خواهد, تماس پلیس در او. من هرگز شنیده از او دوباره. هنگامی که شما در تاریخ یک مرد هندی, شما تاریخ خانواده خود را به عنوان به خوبی — حتی اگر آنها زندگی می کنند در کشور های مختلف. در ابتدا من شوکه شده بود که چگونه به سرعت او در مورد ازدواج — اما با توجه به این واقعیت که آنها به طور معمول در ازدواج و سپس به هر یک از دیگر است که به نحوی قابل درک است. پدر و مادر من به تاریخ به مدت هفت سال قبل از آنها ازدواج کردم بنابراین رویکرد من این است که بیشتر یک تحقیق کامل. من یک سیاه آمریکا ، من دقیقا آن را»آشنایی»اما من شده اند با چند مردان در هند. فقط یکی بود که متولد آمریکا و دیگران مهاجرت کرده بودند به عنوان بزرگسالان است. همه آنها بسیار افراد مختلف و ملاقات ما در زمینه های مختلف بین این دو وجود دارد عوامل مشترک: همه آنها در ابتدا به من نزدیک بسیار مودب نجیبانه مد و مدتی طول تاریخ جلسه آنها را تبدیل به بیماریهای خواستار و تهاجمی است. نیز وجود دارد خشم که اگر من مقاومت است. یک مرد آمد بسیار نزدیک به تجاوز به من در وسیله نقلیه خود را در پارکینگ سینما. آن را فقط به این دلیل همه هیاهو از مبارزه جلب توجه کسی است که در خارج از او متوقف شد. که به طور خاص به من گفت:»آیا شما می دانید که من هستم.»(به معنی وضعیت خود را در هند) که من نگه داشته و مقاوم در برابر. پس خیلی خوب نیست تجربه است. من فکر می کنم فرهنگ هند است که یک عامل به عنوان به خوبی به عنوان من قومیت. که در فرهنگ مگر کسی که غربی کسی که به نظر می رسد مثل من در نظر گرفته بود وضعیت کم و قابل قبول نیست برای آشنایی و یا ازدواج. اما کاملا خوب به عنوان یک, شی, من حدس می زنم. من تسلیم رفتار قطعا کمک نمی کند. به عنوان کسی که همیشه عاشق, غذا, از همه نوع فیلم هندی (و نه فقط بالیوود), هند, هنر, تاریخچه, و غیره. من همیشه باز است به هر نوع رابطه با مردان است. اما من اعتقاد ندارم این احساس متقابل است متاسفانه. من مطمئن هستم که همه از بچه ها هستند که بد است. اما تا کنون من بد بخت به اندازه کافی برای دیدار با تنها بدترین آنهایی که ممکن است. من مورخ بیش از, و همه آنها مشابه مشخصه. تشنه و تنها. آیا واقعا می خواهید برای شرکت در یک رابطه عاطفی است. یک مدیر فروش (او ازدواج کرده اما من نمی دانم که تا زمانی که ما را شکست بنابراین شما می دانید که چه نوع از یک حرکت تند و سریع او است) یک رهبر پروژه در گلدمن ساکس (احتمالا او نیز ازدواج کرده اما او آن را رد کرده و تنها آمد و دوست داشت به نیروی مردانگی خود را به دهان من بدون اجازه من) یک مقام دولتی (بدتر از همه آنها او تقریبا من یک بار بسیار مادی), یک مدیر پروژه و یا رهبر در (معتاد به رابطه جنسی با یک بد, مهارت) یکی بود آن مربی (خسته و تنها دوست داشت به صحبت در مورد رابطه جنسی.) مشغول به کار بود برای خانواده اش کسب و کار (خوب است اما فقط دوست داشتم به بحث در مورد جنسیت و ارسال انجمن عکس و یا فیلم ها. ما). من نیز ملاقات برخی دیگر, بچه ها که خسته کننده خود محور, معتاد, گرم و یک روز کبوتر شد و رفت و سایه اندازی روز بعد. من حدس می زنم من فقط بدشانسی است. من احتمالا باید شروع به جلوگیری از هر گونه, بچه ها, اما من نمی خواهم به نژادپرست و من مطمئن هستم که من فقط ملاقات نکرده یکی خوب است. نه این که من قصد دارم تنها به تاریخ هند ، اما تا کنون شست. من تنها یک مورخ هندی-مرد آمریکایی — به طور دقیق و من نمی خواهد این اشتباه را هرگز دوباره. من می دانستم که کمی در مورد طرز فکر و رویکرد نسبت به زنان است. او تا به حال دو برابر استانداردهای وقتی که می آید به زمانی که یک پسر و یک دختر باید داشته باشد. او بطور شفاهی سوء استفاده و سپس او را پیچ و تاب آن را وارونه به من گفتن او شوخی بود. رابطه اش با پدرش خوب نیست به اعتقاد من پدر خود می دانستم که کمی در مورد او و احتمالا گرفتن او در هند است. او هرگز ذکر در مورد وجود من به خانواده اش و احتمالا هرگز. او به زنان دیگر»هس»و همچنین فریاد زد به من و به نام من»زنیکه احمق». آن عمدتا در مورد رابطه جنسی او خود را نشان می دهد ناامنی گفت:»شما باید خواب با تعداد زیادی از بچه ها»من شک دارم این است که چگونه پدرش رفتار مادر خود را. تجربه وحشتناک است که من نمی توانستم لرزش خاموش است. من مورخ, مردان و ازدواج کردم یکی از آنها است. یکی از من ازدواج نمی تمرکز بر روی بدن من و یا رابطه جنسی. او بسیار باهوش و با او زندگی می کند زندگی خود را. او نه به»من به آنچه که من در خانواده می گوید: چیزی که»اقوام خود تماس بگیرید و او را من با فرض آن به دلیل طبیعت سرکش او طول می کشد مراقبت از مادر و خواهر خود ارسال پول در هر ماه است. او دوست ندارد زمانی که خود را با دیگر اعضای خانواده صحبت تلخه به مادرش او را به یک ارائه دهنده خوب و بسیار با محبت و صادق باشید. این مرد قرار داده است من در گوشته به عنوان اگر من یک شاهزاده خانم است. همه در همه, من بسیار خوشحال هستم و محتوا در ازدواج به شوهر من. من تنها مورخ با این مرد هندی یک بار. ما در شف. اما آن پایان ندارد تا به عنوان هر چیزی (ما نیست که, و یا اگر شما در حال تعجب) چرا که ما در ملاقات غیر جنسی وضعیت. به نظر من او فقط هر فرد و پیدا کنم, بچه های مورد علاقه خود را به دلیل پوست تیره رنگ این مرد چند سال جوان تر از من است اما من برای پیدا کردن او خوش تیپ است. من به یاد داشته باشید در مورد بوی بد بدن (مانند هر کس می گوید) اما من فکر می کنم او فقط بوی خوب است. فوق العاده است. او یکی از تنیس شرکای بعدی او دوست من, پس از آن ما شروع به آشنایی. ما در دبیرستان بنابراین وجود دارد هیچ, ما برگزار شد و دست در آغوش کشید و بوسید. او مهربان بود, توجه بسیار هوشمند و بسیار خنده دار و فوق العاده خوب به دنبال. او در حال حاضر زندگی در سوئیس مشغول به کار در مدیریت داده ها در یک بانک. او یکی از بهترین خاطراتی است

About